خانه » آرشیو برچسب: دانلود رمان

بایگانی برچسب ها: دانلود رمان

دانلود رمان راز قتل

دانلود رمان راز قتل


دانلود رمان راز قتل

در این قسمت از وبسایت رمان جدید با یک رمان پلیسی بسیار زیبا در خدمت شما عزیزان هستیم. این رمان “دانلود رمان راز قتل” است و ما در ادامه مطلب آن را قرار داده ایم.


دانلود رمان راز قتل

خلاصه ای از رمان »

نارشین زنی بیست و نه ساله اس که طی سفری که قرار هست بره و نمی‌ره، متوجه می شه همسرش و دوست صمیمی اش بهش خیانت کردن و اون با دیدن صحنه ی خیانت اون دو تا تصمیمی می گیره و قدم در راهی می ذاره که کل سرنوشتش رو دچار دگرگونی می کنه! به شهر پدری‌اش برمی گرده و با فامیلی روبرو می شه که…

ادامه مطلب

دانلود رمان گناه من سادگی بود

دانلود رمان گناه من سادگی بود


دانلود رمان گناه من سادگی بود

در این قسمت از وبسایت رمان جدید با یک رمان عاشقانه بسیار زیبا در خدمت شما عزیزان هستیم. این رمان “دانلود رمان گناه من سادگی بود” است که به قلم ملیکا شاهوردی نوشته شده است. در ادامه مطلب همراه ما باشید.


دانلود رمان گناه من سادگی بود

قسمتی از رمان »

من حلمام، کسی که محکوم شد به عذاب مطلق. درست وقتی که دنبال کارهای عروسیم بودم توسط دشمن پدرم دزدیده شدم.
کسی که رحم و مروت تو وجودش نبود و قلبش پر شده بود از نفرت
هرروز و هرشب منو به جرم ناکرده شکنجه کرد. قاتل جسمم، قاتل روحم شد
و منو وسیله ای کرد برای انتقام کوفتیش،انتقام خون خانوادش
از کسی که ادعا میکرد پدر منه.

ادامه مطلب

دانلود رمان کوراب

دانلود رمان کوراب


دانلود رمان کوراب

در این قسمت از وبسایت رمان جدید با یک رمان عاشقانه بسیار زیبا در خدمت شما عزیزان هستیم. این رمان “دانلود رمان کوراب” نام داشته و جزو رمان های پرطرفدار کاربران است. در ادامه مطلب همراه ما باشید.


دانلود رمان کوراب

قسمتی از رمان »

فردای همان روز فرمان بنا آورد تا طبقه ی بالا را تعمیر کند که خود پروسه ای نه چندان کوتاه داشت. منظر هیچ نمیگفت، یعنی نه آنکه از شرایط موجود راضی باشد که خانه اش گرد و غبار گرفته و خاک مصالح ساختمانی بروی تک تک وسایلش نشسته است اما وقتی بالا و  پایین رفتن های فرمان را از پله ها میدید که چه تلاشی میکند کار به بهترین نحو احسن انجام شود سکوت میکرد. هرزگاهی هم کنار یکدیگر چایی مینوشیدند و صحبت میکردند. اما فریبا از همان لحظه که تعمیرات شروع شد غر زد و غر زد و غر زد! مگه اینجا چه اشکالی داشت که داری بنای قدیمی رو بازسازی میکنی، حالا رزا به بزرگی خودش ببخشه که اینجا شبیه قصر(؟) باباش نیست، چرا وسایلم گرد و غبار گرفته، دارم خفه میشم از بوی رنگ، میخوای پیرمرد پیرزن رو به کشتن بدی و…

ادامه مطلب

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم

Xبستن تبلیغات
کانال تلگرامی رمان پلاس